کلبـــــــــــــــه ی تنهایــــــــــــی
نه بسته ام به کس دل نه بسته کس به من دل چو تخته پاره بر موج رها رها رها من
برای اولین بار وقتی پاتو میذاری تو دنیایی که برات تازه گی داره وهیچ شناختی ازش نداری فکر میکنی که چه دنیای قشنگیه باخودت میگی شاید اینجا بشه شادی وخوشبختی رو حس ولمسش کرد اما همین که میخوای باتمام وجود باورش کنی میبینی همه نقاب رو صورتشونه اولش فکر میکنی اونا هم مثل تو صورتهای واقعیشونه که دارن بهت نشون میدن ولی وقتی بیشتر با آدما شو محیطش تعامل برقرار میکنی میبینی همه رو صورتشون نقاب دارن وتو تنها وگیج موندی میونه یه عالمه نقاب اونوقت تنهایی ووحشت میاد سراغت ومیفهمی که وارد چه دنیای بی رحمی شدی... اینو برای اونایی نوشتم که تازه قدم تو این دنیای بی رحم گذاشتن ... مواظب خودتون باشین دنیای پررمزو ورازو وحشتناکیه دنیای مجازی ظاهرش فریبنده وزیباست اما خیلی بی رحمه بی رحم تر از اونی که فکرشو بکنی!!! مانده تا برف زمین آب شود سلام دوست جونییییییییییییام توووووووووووووووولدمه تولـــــــدم مبارکه، امشب تولــــــــد منه هدیه خودم ، گل از خودم ،مبــــــــــارکه تولدم خییییییییییییییییلی دوستتون دارم با شدتی وحشیانه و جنون آمیز آن چنان که قلبم را سخت به درد آورد آرزو کردم ای کاش هم اکنون همچون مسیح بی درنگ آسمان از روی زمین برم دارد یا لااقل همچون قارون زمین دهان بگشاید و مرا در خود فرو بلعد اما … نه من نه خوبی عیسی را داشتم و نه بدی قارون را من یک “متوسط” بی چاره بودم و ناچار محکوم که پس از آن نیز ” باشم و زندگی کنم “ نه ، باشم و زنده بمانم و در این “وادی حیرت” پر هول و بیهودگی سرشار، گم باشم و همچون دانه ای که شور و شوق های روییدن دردرونش خاموش می میرد در برزخ شوم این “پیدای زشت “ و آن “ناپیدای زیبا” خرد گردم که این سرگذشت دردناک و سرنوشت بی حاصل ماست در برزخ دوسنگ این آسیای بی رحمی که … “زندگی ” نام دارد دکتر شریعتی کاش می شد سال جدید را درکنار تو وبا تو جشن بگیریم تا طعم شیرین عید را همه به یک اندازه بچشیم دوستای گلم سلام سال جدیدو به همتون تبریک میگم امیدوارم سالی پر از موفقیت برای همتون باشه وبه همه خواسته های قلبیتون برسین پوزش نوشت:دوستای گلی که این مدت نتونستم بهشون سر بزنم شرمنده ی روی ماهشونم سر میزنم همینجوری نوشت:ساعت نزدیک ۷صبحه چیزی به تحویل سال نمونده ومن تمام شبو بیدار بودم اصلا رنگ وبوی عیدو احساس نمی کنم انگار نه انگار که داره یه سال دیگه میاد چه حس بدی دارم از این موقع سال متنفرم کاش هیچوقت سال تحویل نشه!!! گلایه نوشت:چقدر بعضیا بی معرفتن حتی آدمو به حساب نمیارن بی زحمت ادامه مطلب هم برین دلم خوش بود می تونم اینجا دردایی که یه عمره رو دلم سنگینی میکنه رو فریاد بزنم بی اینکه که کسی بگه هی یارو چته مگه افسار پاره کردی؟! اما اینجا هم نشد... با تمام مجاز بودنش اینجا هم دلمان غمباد گرفت اینجا هم تبعیض و تحقیر وغصه و درد وکمبود بی داد می کنه کاش دنیای دیگه ای بود که نه حقیقی بود نه مجازی دنیای خیالی! دراین زمانه که شرط حیات نیرنگ است دلم برای رفیقان بی ریا تنگ است دل نوشت:دلم بدجوری هواییه حرمت شده آقا منو کفتر جلد خودت کردی... مثل همیشه مرا در آغوش خودت بگیر و در پناه امن خودت راه بده که سخت حیرانم... آخه دیگه چقدر دروغ چقدر دورویی چقدر بی حیایی!؟ به هرکی محبت می کنی با هرکی همراهی میکنی جواب خوبیاتو با سیلی میده... به قول خواهرم که همیشه میگه بشکنه این دست که نمک می پاشه! چقدر قشنگ دروغ میگفتی و... چه کودکانه باور میکردم!!! توضیح نوشت:قابل توجه کسانی که ذهنشون منحرف میره این پست فقط یه گلایه از یه دوست قدیمیه 
مانده تا بسته شود این همه نیلوفر وارونه چتر
ناتمام است درخت
زیر برف است تمنای شناکردن کاغذ در باد
و فروغ تر چشم حشرات
و طلوع سر غوک از افق درک حیات
مانده تا سینی ما پرشود از صحبت سنبوسه و عید
در هوایی که نه افزایش یک ساقه طنینی دارد
و نه آواز پری می رسد از روزن منظومه برف
تشنه زمزمه ام
مانده تا مرغ سرچینه هذیانی اسفند صدا بردارد
پس چه باید بکنم
من که در لختترین
موسم بی چهچهه سال
تشنه زمزمه ام ؟
بهتر آن است که برخیزم
رنگ را بردارم
روی تنهایی خود نقشه مرغی بکشم


![]()




![]()
![]()
ادامه مطلب

![]()
| قالب ساز طراح قالب |





